تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش - آداب تربیت فرزندان در سیره ی معصومین (ع)

آداب تربیت فرزندان در سیره ی معصومین (ع)

مقدمه

واژه ی «تربیّت» در لغت به معنای پرورانیدن یا پرورش دادن، یعنی به فعلیّت رساندن نیرو های بالقوه آمده است.. تربیّت فرایندی است که نتیجه اش تغییر رفتار فرد( اعم ازظاهری و باطنی )و کسب هنجارهای مورد قبول می باشد.  یکی از مسائل بسیار مهمّ زندگی هر انسانی، احساس مسئولیت در قبال فرزندان و اهتمام در ادب آموزی آنان است، این حقی از حقوق فرزند بر والدین به شمار می رود.در روایات بی شماری از اهل بیت (ع) به این امر مهّم اشاره شده است. امام صادق (ع) می فرماید: « حق فرزند بر پدر سه جیز است: «دایه و مربّی خوبی برایش انتخاب کند، نام خوبی برایش بگذارد و در تربیت او تلاش فراوان نماید.» پیامبر نیز در این باره می فرماید: « هیج هدیه ای از طرف پدر به پسر بهتر از حسن ادب و تربیت نیکو نیست.» علی (ع) نیز به فرزندش امام حسین (ع) میفرماید: « ادب بهترین میراث پدر برای فرزند است. »  دوران کودکی بهترین زمان برای تربیت و پایه گذاری زندگی سالم و سعادتمندانه ی فرزندان است،زیرا توانمندی های آنان  در زمینه ی تقلید و پذیرش آموزه های تربیتی در این دوره در سطح بالایی قرار دارد. در این دوره، کودک فقط پدر و مادر و محیط خانواده ی خود را می شناسد و به اصطلاح چشم و گوش بسته است و تنها تحت پوشش شخصیّت خود تغذیه ی روحی و فکری می شود.در این برهه، روح کودک فوق العاده حسّاس و اثر پذیر است و مانند دوربین فیلم برداری، همه ی رفتارها را در خود ضبط می کند و به تدریج در دراز مدّت آنچه را که دیده، بروز می دهد. اگر پدر و مادر در این دوره، در تربیت فرزند سهل انگاری کنند و خود عملا" الگوی تربیتی شایسته ای برای کودکان خویش نباشند و تنها به امر و نهی های خشک و خالی اکتفا کنند، کودکان بی تاثیر از چنین توصیه های تو خالی، به رفتارها و خلقیّات نا مطلوب گرایش یابند و در بیرون از خانه با الگوهای منفی اخلاقی رو به رو شوند، اقبال و اثر پذیری بیشتری از خود نشان خواهند داد. قلب کودکان و نوجوانان گوهری نفیس و آیینه ای روشن است که از هر گونه نقش و نگار خالی است، اما در عین حال قابلیت پذیرش هر نقشی را دارد، لذا می بینیم که حضرت علی در این باره به فرزند خود امام حسن مجتبی (ع) می فرماید: « قلب کودک همانند زمین کاشته نشده است و آما دگی پذیرش هر نوع بذری را دارد که در آن پاشیده شود.از این رو پیش از آن که دلت سخت شود و فکرت به چیزدیگری مشغول گردد، در تربیت تو شتاب کردم تا به استقبال کارهایی بشتابی که صاحبان تجربه زحمت آزمودن آن را کشیده اند و تو را از تلاش و یافتن بی نیاز ساخته اند » (دشتی، 1379 ش، ص 523) بنابر این موضوع تربیت فرزند از دیر باز جزء موضوعات اساسی و بنیادی مکتب حیات بخش اسلام بوده است.

رهنمودهای تربیتی و اخلاقی معصومین (ع) در باره ی تربیت صحیح کودکان و نوجوانان

1- تقویت مبانی اعتقادی فرزند: یادگیری از مهّم ترین فرایندهای تربیتی است که از سنین کودکی شروع می شود و به تدریج با بالا رفتن سن، استعدادها بیش تر شکوفا می شود. کودک به دلیل وجود حس تقلید تلاش می کند تا رفتاری را همسان با والدین خود بازسازی کند. این حس می تواند کمک زیادی به او در یادگیری کند. والدین باید از این حسّ قوی به سود فرزند خود بهره برداری کنند و با آموزش های ابتدایی کم کم زمینه های آشنایی با تعالیم دینی و مبانی اعتقادی را در او به وجود آورند. امام جعفر صادق (ع) در این زمینه می فرماید: « هنگامی که کودک به سه سالگی رسید « لا اله الاّ الله » را به او بیاموزید. وقتی هفت ماه دیگر گذشت، « محمد رسول الله » را به او آموزش دهید و سپس او را رها کنید تا چهار ساله شود. آن گاه « صلوات فرستادن»  را به او بیاموزید. در پنج سالگی به او سمت راست و چپ را یاد دهید و قبله را به او نشان دهید و بگویید سجده کند. آن گاه او را تا شش سالگی به حال خود رها کنید و فقط پیش روی او نماز بخوانید و رکوع و سجود را یادش دهید تا هفت سالش تمام شود وقتی سنّ هفت سالگی را پشت سر گذاشت، وضو ساختن را به او تعلیم دهید و به او بگویید که نماز بخواند. وقتی نه ساله شد، وضو گرفتن و نماز خواندن را خوب آموخته است.( حرّ عاملی، 1403    ه. ق، ج 15، ص 193 ).

2-نظارت مستمر در آموزش: درخت تربیت به تدریج رشد و نمو می کند و در دراز مدّت پر برگ و بار می شود، برگ توت تا به ابریشم مبدّل شود، فرصت و مهلتی طولانی می طلبد، امّا چون به آن مرحله رسید، گوهر وجودش کمال یافته و نفیس و ارزشمند گشته و مطلوب خاص و عام می گردد. تربیت کودک کاری این چنین است و صبر و بردباری و دقّت و هوشیاری و نظارت مستمر می طلبد، امّا ثمری که در پی دارد آن چنان شیرین و مسرّت بخش است که پدر و مادر را از همه ی تلاش هایی که در این راه کرده و می کنند راضی و خشنود می سازد.برای کامیابی در این مسیر لازم است تربیت تا آن جا استمرار یابد که در ذهن و ضمیر فرزند جای گیرد.تکرار و استمرار، سبب یادگیری درست، سرعت عمل و کسب مهارت در هر زمینه ای می شود و عدم استمرار در تربیت دینی، تلاش ها را در این عرصه عقیم می سازد. پیشوایان معصوم (ع) روش غیر مستقیم را نمی پسندیدند. مثلا" آنان در مورد قرائت قرآن به فرزندان خود به آموزش اکتفا نمی کردند بلکه افزون بر آن با تشویق آنان را وادار می کردند تا با قرآن انس بگیرندو به آن عادت کنند. امام صادق (ع) می فرماید: « پدرم مارا جمع می کرد و از ما می خواست تا طلوع آفتاب ذکر بگوییم. هر کس را که توان قرائت داشت، به خواندن قرآن و هر کس را که نمی توانست به گفتن ذکر امر می کرد».( کلینی، 1362 ش، ج 2، ص 498). پیامبر اسلام، بزرگ مربی مکتب اسلام، در زمینه ی آموزش نماز و تکرار آن برای نوه ی گرامی اش حضرت امام حسین (ع) چنین رفتاری داشت. نقل می شود روزی پیامبر (ص) قصد خواندن نماز داشت و امام حسین (ع) در کنار جدّ بزرگوارش در صدد همراهی با آن حضرت بود پیامبر (ص) تکبیر گفت و امام حسین (ع) نتوانست آن را تکرار کند پیامبر (ص) تکبیر دوم،سوم، چهارم، پنجم و ششم را گفت در نهایت برای هفتمین بار، تکبیر امام حسین (ع) صحیح ادا شد و نماز آغاز گردید. ( مجلسی، 1404 ه.ق، ج 43، ص 307). هنر بزرگ اولیا و مربیان در این است که دنیای کودک را درک نمایند و بدانند که برخی از مسائل که ممکن است برای بزرگسالان خسته کننده باشد، برای کودکان لذّت بخش است. کودک از تکرار مکرّرات خسته نمی شود. ذکر مکرّر قصه ها و داستان ها او را خسته نمی کند به خصوص اگر بیان این داستان ها با صوت خوش و آهنگ مطلوب باشد، کودک کاملا" مجذوب و علاقه مند می شود ( مطهری، 1380، ص 35 ).           

3-تکریم شخصیت: فرزندان شما در هر سنّی که باشند برای خود شخصیّت و احترام قائلند، دوست دارند به شخصیّت آنان توجّه شود ومورد احترام و تکریم قرار گیرند. روح کودک چون گل بسیار ظریف و حساس است و ممکن است با کوچک ترین حرکت نابهنجار پژمرده شود.برخی از پدران و مادران به غلط تصوّر می کنند که چون پدر و مادر شده اند پس حقّ هر گونه اعمال نظر جابرانه و سلطه جویانه را بر فرزندان خود دارند و می توانند با آنان به هر گونه که بخواهند رفتار کنند، در صورتی که در این میان، حدّ و مرزهای باریکی است و موازین شرعی و تربیتی و اخلاقی دقیقی وجود دارد که نشان می دهد اگر پدر و مادرحکومتی بر فرزندان خود دارند، حکومتی است که خیر و صلاح همه ی اعضای تحت پوشش آن را در بر می گیرد و چیزی جز حاکمیّت عشق و محبّت و معرفت و تربیت والای انسانی نیست. فرزندانی که در دوران طفولیّت از توجّه و احترام بزرگ ترها، به ویژه والدین، برخوردار می گردند، در زندگی آینده ی خویش افرادی موفّق و دارای اعتماد به نفس خواهند بود زیرا تکریم شخصیّت، روحیه ی خود باوری و اعتماد به نفس را در وجود آنان تقویّت کرده، زمینه ی رشد اخلاقی و ایجاد صفات نیک را برایشان فراهم می آورد و آنان را در آینده مستقل و خود باور بار خواهد آورد.

4- رعایت اعتدال: یکی دیگر ازوظایف اخلاقی پدران و مادران، رعایت عدالت و مساوات بین فرزندان است و هیچ گاه پسر را بر دختریا فرزندی را بر فرزندان دیگر مقدّم ندارند  تبعیض و بی عدالتی در رفتار والدین تلاش هایشان را بی حاصل می سازدو اعتماد بچّه ها از آنان سلب می شود. پیامبر اسلام (ص) فرمود: «بین فرزندان خود به عدالت رفتار نمایید، همان طوری که مایلید فرزندان بین شما به عدالت رفتار کنند.» پدر و مادرانی که در اعمال علاقه و محبّت نسبت به فرزندان عدالت را مراعات نمی کنند، عملا" آنان را تحقیر کرده، به شخصیّت آن ها اهانت نموده اند.فرزندی که خود را تحقیر شده ببیند و احساس کند که مورد اعتنا و توجّه پدر ومادر نیست، عقده ای خواهد شد و نسبت به برادر و خواهر خود که مورد توجّه بیش تری است، کینه پیدا می کند و چه بسا ممکن است در خفا و پنهانی به او آزار و اذیّت برساند تا بدان وسیله عقده ی دل را خالی کند. مولای متقیان حضرت علی (ع) می فرماید: «دوای درد و عقده ی انسان حسود چیزی جز سلب نعمت از فرد مورد حسادت نیست.» هدیه دادن والدین به فرزندان، گواه صادقی بر محبّت آنها به فرزندان خویش است امّا در این باره نیز افراط و تفریط و تبعیض و تفاوت روا نیست و به جای آن که سودمند افتد، سبب حسادت و اختلاف بین فرزندان می گردد.

5- پرهیز از انتقاد و سخت گیری: برای تحقق تربیت دینی کودکان و نوجوانان نباید آنان را در معرض انتقاد و ایرادهای فراوان قرار داد و آنان را به صورت منفی با مذهب و ارزش ها آشنا کرد.شخصیّت مذهبی کودک زمانی شکل می گیرد که متناسب با خواست ها، روحیّات و کشش های درونی او رفتار شود و آن در صورتی است که انگیزه های مذهبی به همراه امید و احساس های مثبت به او منتقل شود، نه با سخت گیری و انتقاد، زیرا انتقاد زیاد، فرزند را به سرکشی وا می دارد و تذکّر فراوان موجب پدید آیی لجاجت و مقاومت می شود. امام علی (ع) می فرماید:« زیاده روی در ملامت، آتش لجاجت را شعله ور می کند.»

6- انتظار از فرزندان در حدّ توان: کودک و نوجوان دارای توانایی محدود بوده، قادر به انجام کارهای سنگین و مشقّت آور نیست. توقعات بیجا از فرزندان، علاوه بر این که در آن ها عقده ی روانی ایجاد می کند، موجب می شود که کودک یا نوجوان راه ها و حیله هایی برای فرار خود پیدا کند و به دروغ متوسل شود. از مسائل مهم در پرورش مذهبی کودکان و نوجوانان این است که والدین آن ها را از افراط و تفریط در عبادت و فعّالیّت های مذهبی دور بدارند و هیچ گاه آنان را به عبادت زیاد مجبور نسازند. اما صادق (ع) فرمود:« هنگامی که جوان بودم و در عبادت بسیار می کوشیدم، پدرم به من فرمود: کمتر از این عبادت کن، زیرا هنگامی که خداوند بنده ای را دوست بدارد، با عبادت کم نیز از او راضی می شود.» (کلینی، 1370ش، ج 2، ص 87-86 ).بنابر این والدین و مربیان باید تلاش های کودکان و نوجوانان را تعدیل نمایند، زیرا رسول اکرم (ص) فرموده است: «خدای رحمت کند کسی را که در نیکی و نیکوکاری به فرزند خویش کمک کند. » آن حضرت چهار دستور تربیتی را بیان فرمودند: 1- آن چه را کودک در قوّه و قدرت داشته و انجام داده، قبول کنید.2- آن چه را که انجام آن برای کودک طاقت فرسا و سنگین است از او نخواهید.3- آن چه انجامش کودک را به طغیان و دروغ وادار می سازد از او نخواهید     4- در برابر کودک مرتکب اعمال احمقانه نشوید.

7- تأکید بر نکات مثبت: تأکید بر نکات مثبت فرزندان، احساس عزّت نفس را در آنان بر می انگیزد. در سیره ی پیشوایان معصوم (ع) تأکید زیادی روی این مسئله، یعنی توجّه مثبت به فرزندان و ایجاد فضای ذهنی سرشار از خوش بینی شده است. حضرت علی (ع) در این زمینه بر ضرورت برجسته سازی نکات و ویژگی های مثبت افراد به طور عام تأکید نموده و می فرماید: « یادآوری نقاط مثبت و کارهای خوب افراد، موجب تحرّک اشخاص شجاع و بر انگیختن افراد دل سرد و مسامحه کار به رفتار مثبت خواهد شد. »

8- پرهیز از استدلال های فراتر از توانایی کودکان: شیوه ی هدایت و تبلیغ پیشوایان معصوم (ع) این بود که با هر فردی به اندازه ی درک و فهم او سخن می گفتند. در سیره ی رفتاری امام صادق (ع) می بینیم که در مسئله ی اثبات خدا برای کسی که اهل علم بود از استدلا ل های پیچیده ی فلسفی استفاده می کرد و برای کسی که اهل علم و دانش نبود و سطح تفکرش پایین بود، مسئله ی امامت را در قالب مثال گلّه و چوپان بیان می کرد.توجه به این موضوع لازم است که کودکان هنوز به دوره ی تفکّر مذهبی نرسیده اندو ذهن آنان قدرت کافی برای درک مسائل و ادلّه ی پیچیده را ندارند و از هر استدلالی برای اثبات خداوند یا هر جنبه ای از دین که فراتر از توانایی های ذهنی آن ها باشد، برداشت های ساده، مطلق و غیر واقعی خواهند داشت و اغلب از معنای ظاهری جملات فراتر نخواهند رفت.

9- ایجاد سؤال در ذهن کودکان: یکی از مؤثّرترین روش های آموزش این است که ذهن فراگیر بر تفکّر، تجربه، سؤال و کشف، متمرکز شود واین فرایند از طریق طرح سؤالات مختلف و فرصت دادن به کودک برای یافتن پاسخ امکان پذیر است. علم روان شناسی بر این اصل استوار است که در فرایند یاددهی، وظیفه ی مربّی خارج کردن ذهن فراگیر از حالت تعادل است و درواقع لازمه ی پیشرفت، خارج شدن از سازگاری های قبلی و تعادل های پیشین و ورود به سازگاری ها و تعادل های جدید است.لذا اصل «تعادل جویی » که پیاژه آن را به عنوان کلید تحوّل روانی بشر قلمداد می کند، حاکی از آن است که لازمه ی پیشروی به مراحل بالاتر رشد، تعادل جویی پی در پی است که به دنبال بر هم خوردن تعادل های مراحل قبلی حاصل می شود. پیاژه معتقد است که انسان به سبب نقصان حرکت می کند تا خودش را کامل کند. فراز ذیل از نیایش امام کاظم (ع) مؤید همین مطلب است که می فرماید: « خدایا مرا از حالت احساس نقصان و کمبود خارج مکن و دین مرا عاریه قرار مده »(کلینی، 1370، ج 2، ص 370) غفلت از نقصان و احساس کمبود، انگیزه ی حرکت و فعالیّت را از انسان سلب می کند و پرسش باعث می شود که کودک و نوجوان وحتّی بزرگسال به نقصان خود پی برده، برای تکمیل آن حرکت کند چون دین داری و گرایش به دین یک امر درونی و قلبی است و باید به وسیله ی خود فرد کشف شود و آموزش، هر اندازه که بیرونی باشد، ناپایدارتر خواهد بود.

10- تحسین و تشویق: از تدابیر مهمّی که در بازسازی رفتار فرزندان می توان از آن استفاده کرد تشویق است. تشویق استعداد های نهفته در نهاد آدمی را از قوّه به فعلیّت می رساند و نیروی خلاقیّت را در وجود او شکوفا می سازد. نیاز به تشویق، نیازی همیشگی است و این خطاست که برخی تصوّر کنند چون فرزندانشان بزرگ شده اند، دیگر نیازی به تشویق ندارند، بلکه جز انبیا و اولیا و برگزیدگان الهی، همه ی افراد در همه ی مراحل زندگی نیازمند تشویق و تمجیدند.قدر دانی از فرزندان و تشویق آنان به خاطر کارهای پسندیده ای که انجام می دهند، در تقویت اعتماد به نفس و روحیّه ی خود باوری و در نتیجه عزّت نفس آنان، تأثیر بسزایی دارد. تشویق سبب می شود که کودک یا نوجوان انگیزه و شوق لازم را برای انجام کارهای شایسته به دست آورد و از این رهگذر عادت به انجام کارهای شایسته در وجود او نهادینه شود. پس به فوایدتشویق  می توان این گونه  اشاره کرد: 1- تشویق موجب تقویت روحی فرزندان می شود و نیروی تازه ای به آنان می بخشد تا بتوانند با اعتماد به نفس و پشت گرمی بیشتر کارهای خوب و مورد ذوق و علاقه ی خود را دنبال کنند و به اهمیّت آن ها بیش از پیش پی ببرند.  2-تشویق استعداد های درونی کودکان را رشد داده و به شکوفایی سوق می دهد و زمینه های یأس و نا امیدی و بد بینی را در آنها از بین می برد.3- کودک در پرتو تشویق یاد می گیرد که مشکلات و سختی ها را بر خود هموار سازد تا هدف مطلوب خود را دنبال کند و تداوم تشویق به تداوم فعالیّت های رشد دهنده ی کودک می انجامد.4- تشویق کودکان توسط پدر و مادر و اطرافیان و مربیّان باعث می شود کودکان با نظری خوب و خوش بینانه به آنها بنگرند و آنها را دوست و همدم و یار صمیمی خود تلقّی کنندواین خود ثمرات بسیاری در بر دارد. 5- گاه یک تشویق به جا و حکیمانه و ساده ممکن است مسیر زندگی کودکی را عوض کند و او را از بدی و انحرافات نجات بخشد.6- تشویق کودکان برای انجام فعالیّت های مثبت و پاداش دادن پس از انجام آن ها، باعث ایجاد انگیزش و تحرک در آن ها خواهد شد و جوّ رقابتی خوبی در میان آن ها پدید خواهد آورد.

فرزندانی که تشویق نمی شوند، اغلب دچار شکست روحی می شوند و اعتماد به نفس خود را از دست داده و خود را پست و حقیر می شمارند و جرأت دست زدن به کار خوب را در خود نمی یابند. مهّم تر از تشویق، نوع و نحوه ی تشویق است که باید والدین و مربیّان  در نظر بگیرند و الّا چه بسا که بازتاب منفی هم داشته باشد.تشویق خوب آن است که تنها زبانی نباشد، بلکه عملی نیز باشد به عنوان وسیله ای برای ایجاد و تقویت رفتارهای مثبت به کار رود و کودکان بدانند برای چه تشویق می شوند.و بهتر است که در حضور جمع صورت گیرد، نه فقط در خفا و پنهانی.

11- نام گذاری شایسته: از دیگر سنّت هایی که در آغاز تولّد نوزاد مورد توجّه پدر و مادر قرار می گیرد، انتخاب نام است نام گذاری شایسته در شکل گیری شخصیّت فرزنددر بزرگسالی دارای اهمیّت ویژه ای است.بهترین نام ها آن است که نشانه ی بندگی  و عبودیّت پروردگار و یادآور فضایل و مکارم اخلاقی باشد.امام موسی کاظم (ع) فرمود: « نخستین کار نیکی که شخص برای فرزندش باید انجام دهد، این است که نام نیکو برای او انتخاب کند.» پیشوایان معصوم ما به دلیل اهمیّت این مسئله، از آغاز تولّد نوزاد پسر تا روز هفتم، او را «محمد» می نامیدند هم چنین با ذکر نام خدا هنگام اذان گفتن در گوش نوزاد و تکرار نام محمد (ص)فطرت پاکش را بیدار می کردند تا اعضا و جوارحش نیز به وحدانیّت خدا و رسالت او شهادت دهد.امام صادق از پدرانش نقل می کند: « چون روز قیامت فرا رسد منادی ندا می دهد هر که نامش محمّد است به احترام همنامش محمّد(ص) برخیزد و وارد بهشت شود.جابر به نقل از رسول خدا (ص) گوید: « خانه ای که نام محمّد در آن باشد خداوند روزی آن خانه را گسترده گرداند، پس اگر فرزندتان را محمّد نام گذاشتید او را مزنید و دشنامش مدهید.نکته ی مهّم در نام گذاری این است که نام هر کس و هر معنایی که بر روی کودک گذاشته شود، باذکر مکرر آن در طول زندگی، یاد و خاطره و ویژگی های آن شخص و آن معنا در ذهن و روان کودک تأثیر گذارد و پیوند خاصّی بین آن دو ایجاد می شود که در سعادت و شقاوت او مؤثر است.محبوب ترین نام ها نزد خداوند، عبدالله و عبد الرّحمن است.

12- شرکت در بازی کودکان: آخرین مؤلفه در تربیت صحیح کودکان، بازی است کودکان از طریق بازی مهارت های زیادی کسب می کنند. بازی استعداد ها، توانایی ها و قابلیّت های فرزندان را پرورش می دهد و موجب تقویّت ذهن، جسم و روان آن ها می شود. هم چنین یکی از راه های پرورش شخصیّت کودکان، شرکت بزرگسالان در بازی های آن ها است. هم بازی شدن با کودک روح و روانش را سرشار از مسرّت و شادی می کند و اعتماد به نفس در وی تقویّت می گردد.هم بازی شدن با فرزندان، یکی از راه های اظهار محبّت پدر یا مادر نسبت به فرزندان است. بازی اگر به قاعده و سالم باشد می تواند تفکّر کودک را رشد دهد، از این رو گفته اند: بازی تفکّر کودک است.امام علی (ع) فرمود: «کسی که کودکی دارد باید خود را به کودکی بزند.» پیامبر اسلام نیز می فرماید: «هر کس که کودکی دارد باید خویشتن را با عالم او هماهنگ ساخته، رفتاری که در خور درک و فهم اوست، پیش گیرد.» راز هم بازی شدن پیامبر (ص) با کودکان این بود که ایشان معتقد بودند بچّه ها ی خردسال مفهوم زندگی و زنده بودن را به بازی می شناسند، لذا همیشه می فرمود: بگذار فرزندت تا هفت سال بازی کند.» این سفارش حکایت از آن دارد که آن حضرت بازی را نوعی ابزار سرگرمی و اتلاف عمر نمی دانست. هفت سال اول زندگی، دوره ی شناخت جهان پیرامون خود است، کودکان در این دوره با جهان و پدیده های اطراف خود بازی می کنند و یاد می گیرند که چگونه با این پدیده ها برخورد کنند. در همین دوره است که در پی بازی، حسّ بینایی و لامسه ی آن ها بهتر به کار گرفته می شود، ذهنشان قدرت ابتکار و روحشان اعتماد به نفس می یابد. هم بازی شدن با کودک علاوه بر این که او را غرق در لذّت و شادی می کند، بسیاری از اصول اخلاقی را به طور مستقیم و غیر مستقیم یادمی گیرد. بنابر این والدین باید خود را تا سر حدّ طفولیّت پایین آورده، هم سطح کودک شوند تا بتوانند شخصیّت کودک خویش را به روش صحیح پرورش دهند.

منابع

1- حقوق فرزندان در مکتب اهل بیت (ع): محمد جواد مروّجی طبسی:از انتشارات قم :1383 

2 - مجلات پیوند خرداد و تابستا ن 87


آداب تربیت فرزندان در سیره ی معصومین (ع)، آداب تربیت فرزندان در سیره ی معصومین، رهنمودهای تربیتی و اخلاقی معصومین، تربیت صحیح کودکان و نوجوانان، تربیت صحیح کودکان، تربیت صحیح نوجوانان، نظارت مستمر در آموزش




طبقه بندی: مقالات دینی و مذهبی، مقالات تربیتی و فرهنگی،
برچسب ها: آداب تربیت فرزندان در سیره ی معصومین (ع)، آداب تربیت فرزندان در سیره ی معصومین، رهنمودهای تربیتی و اخلاقی معصومین، تربیت صحیح کودکان و نوجوانان، تربیت صحیح کودکان، تربیت صحیح نوجوانان، نظارت مستمر در آموزش،
تاریخ: جمعه 8 خرداد 1394 | نویسنده: | نظرات

.: