تبلیغات
 تحقیق و پژوهش در آموزش و پرورش - حقوق و تكالیف زنان از دیدگاه اسلام

حقوق و تكالیف زنان از دیدگاه اسلام

نباید فراموش كرد كه تلاش دلسوزانه ی كسانی كه سال های گذشته در این مسیر گام برداشتند ، سنگ بنای ارزشمندی را ایجاد كرد تا آیندگان بتوانند با تكیه بر آن پایه های محكم را استوار كنند. امید می رود بتوانیم در دهه های آتی شاهد بالندگی دختران و زنان این مرز و بوم باشیم كه قطعاً "زنان انسان ساز هستند."

ضمن آن كه باید از آن گروه از زنان تقدیر نمود كه با سعه ی صدر و همت بلند خود با حفظ ارزش های اخلاقی، دینی و پایبندی به نظام خانواده در اداره ی جامعه ی اسلامی شركت فعال داشته و در عرصه های مختلف چهره ی ماندگاری از خود به جای گذاشتند و با تلاش طاقت فرسای خویش سعی نمودند، ضمن مراقبت از نقش های سنتی صحیح، آهسته، آرام و قوی چهره ی نوینی از زن مسلمان، پویا و زنده را ترسیم نموده و به دنیا معرفی نمایند. اكنون كه مخالفین اسلام و ایران با نقابی دیگر سعی دارند هویت زن مسلمان را از او باز گیرند، معرفی زن از دیدگاه اسلام بنا بر شرایط و مقتضیات زمان از ضروریات است.  دختر یا زن امروز هرگز تمایلی ندارد خارج از مدار خود و جایگزین مردان فعالیت كند، آن چه كه آنان از جامعه ی خویش می خواهند این است كه:

1 - حقوق حقه ی آنان را در عمل به رسمیت بشناسند.

2 - فرصت برابر با مردان برای پیشرفت و تعالی داشته باشند.

3 - از تسهیلات بیشتر در مقابل نقش های متعدد و بسیار مؤثر برخوردار شوند.

4- بیش از آن كه از حق آنان دفاع كلامی بشود و به منفعت و مصلحت آنان شعار داده شود، شاهد عمل مؤثر باشند كه دیگر هنگام سخن گفتن و تبلیغات كردن بسر آمده است. مردم آن چه را در عمل می بینند ارزیابی می كنند. هشیار باشیم كه بیگانه بیدار است و چون ما بایستیم، او پیش می رود و همراهان ما  را با خود می برد.

حق

در معنای واژه ی "حق" تعاریف مختلفی آمده است كه ما در اینجا به بعضی از موارد آن اشاره می كنیم:

- حق دراصطلاح علم حقوق، عبارت است از توانایی و سلطه ای كه برای شخص یا اشخاص نسبت به شخص یا چیز دیگر اعتبار شده و بر مبنای آن شخص صاحب حق می تواند از آن بهره ببرد.

- حق قدرتی است كه از طرف قانون به شخص داده شده است. به عبارت دیگر حق توانایی خاصی است كه برای شخص یا اشخاصی نسبت به چیزی یا كسی قرار داده شده است كه با وجود آن توانایی، شخص می تواند در آن تصرف كند یا بهره ای ببرد.

- حق عبارت  از امتیازی است كه قانون برای فرد یا افرادی تعیین می كند.

آیت الله جوادی آملی معتقد است: اگر چنانچه زن به دورانی رسید كه مرد هم در آن دوران مكلف است همه ی مسایل را همتای مرد داراست. منتها از آن جهت كه ریحانه است و "لیست به قهرمانه " كارهای دشوار بر او واجب نشده، اما در حد رخصت نه عزیمت. بدیهی است كه بین رخصت و عزیمت فرق است، بدین شرح كه عزیمت یعنی آن كه نهیی بر چیزی وارد شد، كسی حق انجام آن را ندارد، اصطلاحاً به این نباید ها می گویند "عزیمت" یعنی باید اطاعت كند. اما " رخصت "آن است كه از عملی وجوب برداشته شده، بدون آن كه تحریم شده باشد.

تكلیف

- هرگاه قانون برای شخصی امتیازی قائل شود، متقابلاً برای شخص دیگر تكلیفی در نظر می گیرد. مثلاً اگر برای زن حق مطالبه ی نفقه در برابر شوهر را در نظر گرفته، برای شوهر تكلیف پرداخت نفقه را معین كرده است. در پشت هر تكلیفی یك نوع الزام و اجبار قانونی قرار دارد، به طوری كه هرگاه شخص مكلف از انجام آن خودداری كند، مجبور به انجام آن می شود، برحسب مورد مجازات می شود.

- منظور از تكلیف در مباحث حقوقی، دستور و فرمانی است كه به عنوان یك وظیفه برای افراد صادر می شود. وظیفه را بعضی از جامعه شناسان چنین تعریف كرده اند: وظایف یك فرد در مجموعه رفتارها و الگوهای عملی است كه آن فرد بر اساس آن نقشی كه در جامعه می پذیرد باید به آن عمل كند. به عنوان مثال یك زن در نقش مادر، تكالیف و وظایفی در برابر فرزند خویش دارد.

- در قوانین و مقررات حقوقی هر تكلیفی، حقی را به دنبال دارد و همچنین هیچ كس بدون پذیرفتن تكالیفی كه به عهده ی او گذاشته شده است، صاحب حق نمی شود. از این رو حق و تكلیف مانند دو روی سكه همراه یكدیگر می باشند.

- تكلیف یعنی امری كه قانون دستور انجام آن را می دهد و كسی نمی تواند از انجام آن سرپیچی كند و سرپیچی  از انجام تكلیف قانونی همراه با مجازات هایی است كه توسط قانون پیش بینی می شود.

رابطه ی حق و تكلیف

حق و تكلیف با هم در یك شخص جمع نیستند. زیرا حق سلطه ای است كه شخص به موجب قانون بر دیگری پیدا می كند و تسلط انسان بر خودش معقول نیست. نمی توان گفت شخص نسبت به خودش حق دارد و مكلف است، بر این اساس صاحب حق و تكلیف دو شخص متفاوتند. تفاوت مهم بین حق و تكلیف این است كه صاحب حق می تواند از حق خود صرف نظر كند و یا می تواند آن را به دیگری منتقل نماید. ولی شخصی كه مكلف است ملزم به انجام تكلیف است و نمی تواند از زیر بار آن شانه خالی كند یا آن را به دیگری واگذار كند.

البته گروهی از این قانون مستثنی هستند، به عنوان نمونه می توان به آن دسته از حقوق اشاره كرد كه به واسطه ی استعدادهای درونی، انسان در مقابل روح و جسم خود مسئولیت دارد مانند حق حیات و ...

حضرت علی (ع) درباره ی تلازم تكلیف و حقوق می فرماید:(لا یجری لاجد الا جری علیه و لا یجری علیه الا جری له) حقی برای كسی نیست مگر آن كه به عهده اش هم حقی است و به عهده ی كسی حقی نیست مگر آن كه برای او و به نفع او هم هست، یعنی تكلیف و حق از یكدیكر جدا نیستند، اگر كسی حقی دارد، تكلیفی همراه آن است.

حضرت علی (ع) در خطبه ی 214 نهج البلاغه بحثی كلی در مورد حقوق می كند و می فرماید: حقوق همواره طرفینی است، از جمله حقوق الهی، حقوقی است كه برای مردم بر مردم قرار داده است. آن ها را چنان وضع كرده  كه هر حقی در برابر حق دیگر قرار می گیرد، هر حقی به نفع یك فرد و یا یك جمعیت موجب حقی دیگر است كه آن ها را متعهد می كند، هر حقی آن گاه الزام آور می گردد كه دیگری هم وظیفه ی خود را در مورد حقوقی كه بر عهده دارد انجام بدهد.

تقسیم بندی كلی دیگری در مباحث حقوقی مطرح است كه براساس آن می توان حقوق را بر سه دسته فردی ، اجتماعی و خانوادگی بررسی نمود.

حقوق فردی شامل: حق تحصیل و دانش اندوزی، حق مالكیت و استقلال اقتصادی، حق برخورداری از امنیت، حق آزادی مذهب، عقیده و بیان

حقوق اجتماعی شامل:حق شهروندی و مشاركت در اجتماع، حق برخورداری از تأمین اجتماعی، حق آزدی اشتغال ، حق برخورداری از مسكن متناسب با نیاز

حقوق خانوادگی: در كانون خانواده به جای قواعد متغیر و آمرانه، حقوق و نظام مبتنی بر عدالت، اصول برتر، نافذتر، انسانی تر و مطابق خواستهی دل و قلب آدمی بر آن حكومت دارد. این اصول در عواطف، محبت و فداكاری خلاصه می شود. این اصول زاده ی عشق فطری است كه وحدت زن و شوهر و یگانگی فرزند و والدین، از ثمرات بارز آن است كه هرگز از حقوق چنین انتظاری نمی توان داشت. در این كانون عواطف و احساس، حاكم بر روابط اعضاست.

قواعد خشك و آمرانه ی حقوقی تنها زمانی می تواند در كانون مقدس خانواده حاكم شود كه عشق، محبت و عواطف انسانی از آن رخت بربسته باشد. ... هر چند حقوق قادر نیست تكالیف اخلاقی و احساسات عاطفی انسان ها را مورد حكم قرار دهد لیكن در مواردی كه بی توجهی به ارزش های اخلاقی و رفتارهای پرخاشگرانه و ناپسند سلامت خانواده را به خطر می اندازد. قانون برای حفظ استحكام خانواده افرادی را كه جز به زور با هیچ منطقی تسلیم نمیشود به پذیرش عدالت وادار میكند. اگر چه قانون بخشی از روابط خانوادگی را پوشش می دهد اما آشنایی اعضای خانواده نست به حقوق و تكالیف خود سبب می گردد هر یك از آنها با احترام به حقوق متقابل و انجام تكالیفی كه بر عهده دارند از بروز بسیاری از مشكلات در دورن خانواده جلوگیری كنند.

استاد مهریزی در صفحه 228 كتاب شخصیت و حقوق زن در اسلام خود می نویسد:

.... زن در محیط خانواده دومین عرصه رشد و بهره بری زندگی را طی می كند چنین نیست كه او اسباب كمال دیگری شود. زن درهمه مزایای زندگی سهیم است چه به عنوان همسر و چه به عنوان مادر. طراحی حقوق زن در خانواده نیز باید بر اساس همین شخصیت مستقل و برابر باشد... خانواده در اسلام سالار ندارد، مرد سالاری، زن سالاری یا كودك سالاری همه انحراف از مسیر طبیعی و فطری خانواده است. بلكه هر یك از اعضای خانواده حقوق و وظایفی دارد كه باید ایفا شود و به هر یك از وظایف خود متعهد و پایبند باشد. اسلام در زمینه حقوق و زن تساوی را می پذیرد و لی تشابه، وحدت و یكنواختی را نمی پذیرد و آن را خلاف وضعیت طبیعی و نیازهای جسمی و روحی زن و مرد می داند. از نظر اسلام، حقوق طبیی و اولیه زن و مرد متفاوت است.

شوهر بودن از آن جهت كه شوهر بودن است وظایف و حقوق خاصی را ایجاب می كند و زن بودن از آن جهت كه زن بودن است وظایف و حقوق دیگری را ایجاب می كند و همچنین است پدر یا مادر بودن و فرزند بودن. فرضیه عدم تساوی حقوق خانوادگی زن و مرد كه اسلام آن را پذیرفته است مبتنی بر این فلسفه و استعداد است.

 حقوق متقابل زن و شوهر

در فصل هشتم قانون مدنی، حقوق وتكالیف متقابل زن و شوهر به شكل كامل آمده است:

ماده 1102- همین كه نكاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تكالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود.

ماده 1103- زن و شوهر ملكف به حسن معاشرت با یكدیگرند.

ماده 1104- زوجین باید در تشکیل مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یكدیگر معاضدت نمایند.

ماده 1105- در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.

ماده 1106- در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است.

ماده 1114- زن باید در منزلی كه شوهر تعیین می كند سكنی نماید مگر آن كه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد.

ماده 1118- زن مستقلاً می تواند در دارایی خود هر تصرفی را كه می خواهد بكند.

رابطه ی حقوق افراد با عدالت اجتماعی

اكنون پس از بررسی اجمالی حقوق زنان از ابعاد و وجوه مختلف لازم است مشخص شود در صورت عدم تحقق این حقوق چه خطراتی جامعه را تهدید می كند و اساساً چه ارتباطی میان حقوق افراد و برقرار عدالت اجتماعی وجود دارد؟

.... عدالت عبارت سات از "اعطاء كل ذی حق حقه" یعنی راساندن هر حقی به صاحبش.

شهید مطهری به نقل از حضرت علی (ع) در پاسخ به سؤالی مبنی بر افضل بودن جود یا عدل اشاره می دارد و می فرماید كه عدل افضل است به این دلیل كه اولاً عدل هر چیزی را در محل خود قرار می دهد و اما جود اشیا را از محل خود خارج می كند، نفرمود كه عدل این دلیل از جود بهتر است كه همه مردم را در یك صف و یك ردیف قرار می دهد و هیچ فرقی بین آنها نمی گذارد، فرمود عدل بهاین دلیل از جود افضل است كه هر چیز در جای خود و محل خود قارر می دهد ... پس بنابر فرمایش ایشان مقتضای عدالت رعایت استحقاق هاست.

پایان سخن

مطالعه و بررسی حقوق و تكالیف زنان از نظرگاه های دینی روشن نمود كه خداوند متعال اساس خلقت را بر این نهاد تا هر مخلوقی پس از آفرینش در مسیر كمال خود حركت كند. همه این موجودات این مسیر را به صورت غریزی و جبری می پیمایند غیر از انسان كه صاحب اختیار است. بدیهی است موجودات برای طی طریق كمال نیازمند ابزارهای درونی و بیرونی هستند. لذا پروردگار امكانات عالم را با استعدادهای درونی موجودات منطبق نمود تا آن ها بتوانند با بهره گیری از آن امكانات استعدادهای بالقوه خود را به فعلیت برسانند. انسان نیز كه اشرف مخلوقات و شاهكار خلقت است از این قاعده مستثنی نیست. بر همین اساس اراده الهی بر این قرار گرفت تا او واجد یك سلسله استعدادهای ارزشمند گردد و تمامی عالم هستی به عنوان امكانات بیرونی در خدمت او قرار گیرد. استعدادهای بالقوه انسان ها و در دسترس بودن ابزار و امكانات شكوفایی استعدادها در عالم هستی عمل مؤثری در تقویت احساس نیاز و عطش پاسخ گویی به نیازها در انسان است. به عبارتی دیگر می توان گفت از سویی استعدادهای بالقوه و امكان به فعلیت درآوردن آن ها انسانها را واجد سلسلهای از حقوق كرد و حركت در مسیر شكوفایی استعدادها وظیفه و تكلیفی را بر عهده آنان گذارد. در چنین شرایطی بدیهی است عدم پاسخ به موقع و مناسب به نیازهای حقیقی به ویژه در شرایطی كه عوامل بیرونی این شرایط را بر انسان تحمیل كند اغلب موجب سرخوردگی یا تعارض می شود و در هر دو صورت وی از حركت باز میماند. پروردگار متعال انسانها را در دو گروه زن و مرد آفرید به گونهای كه حقوق طبیعی آن ها با هم برابر و مانند یكدیگر است. شهید مطهری معتقد است همین تساوی در حقوق اولیه طبیعی، تدریجاً آن ها را از لحاظ حقوق اكتسابی در وضع نامساعدی قرار می دهد، یعنی همه به طور مساوی حق دارند كار كنند و در مسابقه یك جور از آب در نمی آیند بعضی پر استعدادترند و بعضی كم استعدادتر، بعضی پركارترند و بعضی كمكارتر ... قهراً حقوق اكتسابی آن ها صورت نامساوی به خود میگیرد و اگر بخواهیم حقوق اكتسابی آن ها را نیز مانند حقوق اولی و طبیعی آن ها مساوی قرار دهیم عمل ما جز ظلم و تجاوز نامی نخواهد داشت.

اما از طرفی این دو گروه زن و مرد با یكدیگر تفاوت هایی نیز دارند كه این تفاوت ها به این دلیل بوجود آمده است كه می بایست زنان و مردان با ایفای نقش های مختلف در زندگی یكدیگر را كامل نموده و در سایه این تعاون و همكاری حركت خود را به سوی سعادت تسهیل و میسر كنند. این تفاوت ها برای هیچ یك از دو گروه موجب برتری یا نقص نیست بلكه از نظر جایگاه و وظیفه مانند اعضاء مختلف بدن است كه انسان برای ادامه حیات به فعالیت مطلوب همه آن ها محتاج است و فعالیت هر یك در جای خود حیاتی و ضروری است. بنابراین بر حسب نقش های گوناگون زنان و مردان، نظام هستی تفاوت های عادلانهای را بین آن دو ایجاد كرده است. لذا بررسی حقوق و تكالیف زنان بدون توجه به این تفاوت ها به همان اندازه به آنان ظلم وارد می كند كه از حقوق انسانی مشتركشان با مردان، نابخردانه و از روی ناآگاهی و یا مغرضانه عبور شود.

در پایان دو نكته را یادآور می شوم:

نكته اول خطاب به علمای دینی و صاحب نظران و اندیشمندان اسلامی است كه از توصیه و سخن ارزشمند استاد شهید مرتضی مطهری نقل می كنم. ایشان در كتاب سیری در نهجالبلاغه خود می نویسد: از نظر روانشناسی مذهبی یكی از موجبات عقب گرد مذهبی این است كه اولیاء مذهب میان مذهب و یك نیاز طبیعی تضاد برقرار كنند مخصوصاً هنگامی كه آن نیاز در سطح افكار عمومی ظاهر شود. بنابراین به نظر می رسد با توجه به فعالیت نظام مند و حساب شده دشمنان دین لازم است علمای دینی با هشیاری خود در مراقبت و نگهداری ارزش های دینی مردم و غنی سازی افكار عمومی همت گمارند.

نكته دوم خطاب به همه زنان مسلمان و آزاد اندیشی است كه سعی دارند با همت بلند خود مقام و جایگاه واقعی زنان و حقوق و تكالیف آنان را از زیر لایه های ضخیم زنگارهای تاریخی و رسوبات ناشی از كج فهمیها خارج كنند و حقوق حقه خود را مطالبه نمایند و حركت آگاهانه را جایگزین سكوت ناآگاهانه یا ملاحظه گرانه كنند.

مرضیه مسگر زاده




مقالات نشریه نگاه آموزش و پرورش
مقالات نگاه آموزش و پرورش
مقالات آموزش و پرورش
مقالات معلمان نشریه نگاه آموزش و پرورش
مقاله های منتشر شده معلمان در نشریه نگاهی به رویدادهای آموزش و پرورش
مقاله های منتشر شده معلمان در نشریه نگاه آموزش و پرورش



طبقه بندی: مقالات نشریه نگاه آموزش و پرورش،
برچسب ها: مقالات نشریه نگاه آموزش و پرورش، مقالات نگاه آموزش و پرورش، مقالات آموزش و پرورش، مقالات معلمان نشریه نگاه آموزش و پرورش، مقاله های منتشر شده معلمان در نشریه نگاهی به رویدادهای آموزش و پرورش، مقاله های منتشر شده معلمان در نشریه نگاه آموزش و پرورش،
تاریخ: سه شنبه 3 فروردین 1395 | نویسنده: | نظرات

.: